کار، زمان، روابط و تعادل، گمشده های زندگی امروزی

زمان

کار، زمان، روابط و تعادل گمشده های زندگی امروزی

 

کار و زمان 

همه‌ی ما در زندگی کارهای زیادی داریم. کارهای مهم، کارهای به ظاهر مهم، کارهای غیر مهم، کارهای مثل نوشتن تکالیف، انجام دادن پروژه کاری، ملاقات با یک دوست و… از طرفی همه‌ی ما به یک اندازه زمان داریم. بیست و چهار ساعت در روز، هفت روز در هفته و دوازده ماه در سال. ولی بعضی از ما در این زمان های مشترک کارهای متفاوتی انجام میدیم که برای بعضیامون نتایجی خارق العاده به همراه داره و برای بعضیای دیگمون نکبت و بدبختی! توی کتاب هفت عادت مردمان موثر نوشته استفهان کاووی خوندم که می گفت: آدم های موثر کارهاشون رو برا اساس اهمیت اولویت بندی می‌کنند. کارهای مهم رو اول و زودتر از کارهای دیگه‌شون انجام میدن. یعنی مثلا اگه قرار هست بین فیلم دیدن و کتاب خوندن یکی رو اول انجام بدن اول اونی رو انجام میدن که براشون اهمیت بیشتری داره.


  کتاب هفت عادت مردمان موثر  


دسته بندی کارها 

کارهای ما از دید کتاب هفت عادت به چهار دسته تقسیم میشه. کارهای مهم و فوری، کارهای مهم و غیرفوری ، کارهای غیرمهم و فوری، کارهای غیرمهم و غیرفوری! افراد عادی معمولا بر اساس فوریت کار می‌کنند.ابتدا کاری مهم و فوری ( که ضروری هست و باید همین الان انجام بشه ) رو انجام میدن. این کار می‌پرداخت قبض برق با اخطار قطعی یا مشابه این باشه. ولی افراد موثر کارهاشون رو برا اساس اهمیت انجام می‌دن. این که ما کارهای مهم رو در اولویت کارمون قرار بدیم باعث میشه کارهای مهم و فوری کمتری داشته باشیم.

اهمیت روابط

یک نکته خیلی جالب که توی کتاب بهش برخوردم این بود که روابط اهمیتش از کارها خیلی بالاتره. من همیشه زمانی که کار انجام میدادم و یکی از اعضای خانواده بهم می‌گفت بیا و به من کمک کن حس بدی داشتم. ولی همیشه هم با همون حس بد می‌رفتم و کمک می کردم. حتی گاهی اوقات شخصی که باعث ایجاد وقفه در کار من می‌شد از اعضای خانواده هم نبود ولی باز هم حس درونی من رو مجبور می کرد که برم و کمک کنم. بعد از خوند این کتاب متوجه شدم که دلیل این که ما میریم به دیگران کمک میکنیم این هست که ما متوجهیم که انسان ها گروهی زندگی می‌کنن. اگر امروز به دوست یا آشنا کمک نکنیم فردا که خودمان به کمک نیاز داریم احتمالا آن ها به ما کمک نمی‌کنند. ظاهرا این قضیه توی ناخودآگاه ما هست و بخاطر همین هست که بیشتر وقت ها ما روابط رو به کار ترجیح میدیم حتی با کسب احساس بد.

تعادل در زندگی

یکی از مهم ترین هنرهایی که باید یاد بگیریم داشتن تعادل در زندگی هست. یعنی هم به کار برسیم و هم تفریح و هم به روابط و هم به روحیات. زندگی متعادل باعث خوشحالی انسان میشه. البته که باعث نمیشه تمام مشکلات ما از بین بره ولی حداقل در مجموع ماه و سال احساس خیلی بدی هم نخواهیم داشت. حتما زمان هایی هست که ما کار می کنیم که پول بدست بیاریم و فکر می کنیم بعدا کاستی های روابط و تفریح و غیره و با پول جبران می کنم ولی واقعیت اینطور نیست. واقعیت زندگی مثل خودرویی هست که برای راه رفتن نیاز به بنزین ، آب، لاستیک و گاهی چراغ و برفپاک کن وغیره داره. نمیشه به ماشین بگیم فعلا بنزین نمیدم بهت برام کار کن بعدا دو باک بنزین بهت میدم! باید یادبگیرم توی زندگی کارهای مهم و غیرفوری رو زیاد انجام بدیم، به روابطمون بیشتر و دقیق تر توجه کنیم و بین اجزای زندگی تعادل برقرار کنیم.  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *