انگیزه برای کلاس زبان

کلاس

شروع داستان

ترم آخر کاردانی بودم. سر کلاس درس زبان تخصصی کامپیوتر. در حد درس دانشگاه زبانم بد نبود و توی امتحانا می‌تونستم نمره خوب بگیرم.

استاد زبان تخصصی ما کمی سخت گیر بود. البته بد اخلاق نبود. هر جلسه از چندین نفر می پرسید و معمولا کسی که بلد نبود و درس نخونده بود مورد انتقاد قرار می‌داد.

یک روز سر کلاس بودیم و استاد بحثی رو مطرح کرد. گفت توی جلسه ای که بین هئت علمی دانشگاه و اساتید برگزار شده از ما خواستن که به دانشجوها انگیزه بدیم.

حالا سوال من اینه چطور به شما انگیزه بدیم که درس بخونید؟

یک خانم از جلوی کلاس جز ضعیف ترین دانشجوها بود با لحن دخترانه گفت : استاااااد ! شما اگه کمتر امتحان بگیرید ما انگیزه ی بیشتری پیدا می کنیم. شما هر جلسه می پرسید و امتحان می‌گیرد ما در روز دوتا امتحان داریم و سخته نمی تونیم درس بخونیم و…..

بعدش چند نفر دیگه که اون‌ها هم جز دانشجوهای ضعیف بودن شروع کردن به حمایت از این خانم.

همون لحظه من داشتم فکر می کردم که اگه از من این سوال رو بپرسه چی جواب بدم! واقعا از نحوه جواب دادن دانشجوها و حتی این که استادمون نمیدونست انگیزه یعنی چی ناراحت بودم.

از من سوالی پرسیده نشد ولی اگه پرسیده می شد که چطور به دانشجوها باید انگیزه داد تا بهتر و بیشتر درس بخونن احتمالا جواب های زیر رو می دادم . ( مطمئن نیستم که این تجویزها کار کنه یا حتی درست باشه ولی جواب من در حال حاضر با سواد ناقصی که داریم اینه 🙂

یادگیری زبان به چه دردت می خوره؟

قطعا همه ی ما آدما دوست داریم از زندگی لذت ببریم . ما کارهایی انجام می دیم که برامون لذت بخش باشه. اگه کارهای سختی هم انجام میدیم برای اینه که در آینده لذت بیشتری رو تجربه کنیم.

یعنی برای این که فردا صد واحد لذت ببرم شاید حاضر بشیم امروز 20 واحد سختی رو تحمل کنم.

پس اولین سوال اینه که چرا باید سختی زبان خوندن رو تحمل کنم؟ قراره زبان در آینده چه لذتی به من بده ؟

شاید اگه استادمون میگفت که با یادگیری زبان می تونید به راحتی مشکلات کامپیوتری خودتون رو حل کنید یا به سادگی توی سایت های انگلیسی جست و جو کنید و اطلاعات خیلی مفید تر و بهتر و بیشتری بدست بیارید و یا حتی با بلد بودن انگلیسی می‌تونید به دلار درآمد کسب کنید دانشجوها حاضر می شدن سختی هر هفته امتحان رو تحمل کنن.

اهمیت دوستی استاد و شاگردان

شاید اگه بجای فشار به دانشجو (که اگه درس نخونی نمرت رو کم میکنم) دوستی بین استاد و دانشجو برقرار می شد دانشجوها بیشتر تمایل به درس خوندن داشتن.

آدم ها دوست دارن کاری رو که خودشون انتخاب کردن انجام بدن. وقتی استادی دانشجو رو مجبور به درس خوندن بکنه دانشجو هم تا جایی که بتونه از زیر بار درس خوندن شونه خالی می کنه . چون دوست نداره حس کنه که برده دست و پا بسته ی استاد هست.

بنظرم اگه استاد به دانشجو این حس رو القا کنه که اگه دوست داری انگلیسی یاد بگیری شروع کن به یادگرفتن چون من کنارت هستم و هر سوالی که برات پیش اومد می تونم کمکت کنم ، دانشجو هم با شوق و ذوق بیشتری درس می خونه.

نمایش اهمیت و مزیت یادگیری

مثلا اگه استاد ما جلوی دانشجو ها با یه خارجی به انگلیسی صحبت میکرد احتمال این که دانشجوها ترغیب بشن مثل استاد بتونن حرف بزنن بیشتر می شد.

استفاده از تشویق و تنبیه

این روش روشی هست که بیشتر اساتید از اون استفاده می کنن. البته بیشتر از تنبیه استفاده می شه و تشویق چندانی وجود نداره. برای انگیزه دادن به دانشجو شاید وقتی دانشجو پیشرفتی میکنه استاد متوجه اون پیشرفت بشه و به دانشجو بفهمونه که حواسم بهت هست و از پیشرفتت خوشحالم روش مناسبی باشه.

به وجود آوردن شرایط اجبار

از انسان هر کاری بر میاد ، به شرط اینکه مجبور باشه. اگه شرایطی در کلاس حاکم باشه که شخص به انتخاب خودش وارد کلاس شده برای عبور از کلاس باید پارامتر های خاصی رو داشته باشه اون وقت انگیزه ی بیشتری برای تلاش وجود داره.

آدم ها توی شرایط سخت رشد می کنن. مثالی که همیشه برای این مطلب دارم اینه که وقتی سوارکاری به اسب‌ش شلاق میزنه باعث میشه اسب سریع تر بره. ولی سوارکار حد این شلاق رو میدونه چون اگه شلاق باعث آسیب اسب بشه دیگه هر چقدر شلاق بزنه اسب حرکت نمیکنه . حتی اگه اسب رو به مرگ تهدید کنه هم اسب حرکت نمیکنه چون نمیتونه حرکت کنه.

ما آدم ها هم همینطوریم . شرایط اجبار باید به حدی باشه که بدونیم با تلاش میتونیم ازش خارج بشیم.

در نهایت :

مطمئن نیستم این حرفاهای که زدم درست باشه ولی به نظر خودم درسته.

بهترین حالت انگیزه اینه اینه که به دانشجو یاد بدیم چطور خودش در وجود خودش انگیزه ایجاد کنه.

One thought on “انگیزه برای کلاس زبان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *